رمان کیر تو کس. انجمن سکسی کیر تو کس

به انجمن کیر تو کس فیلم و کلیپ سکسی جدید ایرانی میترا و رسول بهش میگه دیوونه کست بیرونه چه کسی شدی کیرم تو کست دربیار یه ذره بده بالا کست رو لعنت بر شیطون برای دیدن ادامه کلیپ ها به انجمن کیر تو کس www.kir2kos.net بیائید

رمان کیر تو کس

دستم رو بردم تو موهاش هنوز یه نم خنک داشت از حمامی که عصری گرفته بود. . با احتیاط شلوارو شورتمو کشیدم پائین و چادرشو از پشتش در آورد و کشید رومون و در این فاصله هم او ن شلوار و شورتشو کمی کشید پائین و به طرف من کونشو چرخوند و من هم یه وری و از پشت کیرمو سردادم لاپاش که الان دیگه کاملا خیس شده بود. اولش برای سمیرا قابل قبول نبود ولی یه خورده که بیشتر صحبت کرد و از شیرینکاریهای دوست دکترش بیشتر گفت سمیرا خوشش اومد. سمیرا از این حرف خیلی ناراحت شد و کلی گریه کرد و من دلداریش دادم بازهم بخاطرهمون حس انساندوستانه و قرار شد تا آخر عمر با هم دوست بمونیم.

Next

گاییدن و کردن دختر بچه سال توسط کلی کیر کلفت و خالی کردن آب کیر تو کسش داستان سكس داستان سکسی کلیپ ایرانی

رمان کیر تو کس

منم رفتم و چون اولین بارمم نبود استرسی نداشتم و راحت رفتم ولی اونا اولیت بارشون بودـ درو وا کردن و سلام علیک کردیم و نشستیم میوه خوردن و اونا مشروب خوردن ولی من چون نمیخورم نخوردم. و بعد از چند تا جوک سکسی طرف رو محک زدم که دیدم بدش نمیاد. زهرا گفت که شب بیشتر راجع به این قضیه صحبت میکنیم. شب بعد از شام به اتاقها مون رفتیم و بعد از اینکه بچه ها خوابیدن من و زهرا رفتیم به اطاق سمیرا برای صحبت و اونجا به زهرا همه چیزو گفتیم و گفتم که سمیرا دوست داشته که من شوهرش بشم و الان کاملا این آرزوش منتفیه و من هم دوست داشتم که پرده سمیرا رو بردارم که این هم بنا به قضیه اول منتفی شده. اونام چون اولین بارشون بود فک کنم خوردن که راحت تر باشن و استرس و اینا نداشته باشنـ تاجایی که یادمه خانومشون با یه تاب و دوامن کوتاه بودن و اقاشونم شلوارک. و تاصبح راحت بغل من خوابید تا خود مشهد.

Next

مادر و دختر حشری ,کیر قهرمان

رمان کیر تو کس

تو همین صحبتها با جناب کیر بودم که دیدم دستش رو آورد تو شرتم و شروع به مالیدن کیر خشمگینم کرد که کیرم بلافاصله نظر به اینکه خیلی خوش قلبه اونو بخشید و تسلیم نوازشهاش شد. زهرا هم سنگ تموم گذاشت با دست و زبونش تمام بدنم را جارو کرد و لیسید و یک ساک مشتی هم به جناب کیر و تخمهای مربوطه زد و ما رو برا سکس آماده کرد و منهم خوابوندمش و کیرم رو گذاشت روی کسش که حسابی خیس شده بود با بعد چند بار بالا پائین کردن کردم تو و شروع کردم به تلمبه زدن و هم زمان لب گرفتن راستش خیلی حال میکرد چرا که می دونست من با اون مرد شدم مثل مردی که پرده بکارت یک دختر رو داره برمیداره. کیرم داشت میترکید و یه کم که لاپاش عقب جلو کرد م با کمک خودش که سر کیرمو به سوراخش سرداد یه دفعه و تا اونجا که میشد فشار دادم تو که نا خوداگاه یه آه بلندی کشید که باعث شد چند دقیقه بی حرکت باقی بمونم و اطراف رو بپام. فقط یه موضوع وجود داشت و به بچه ها که به من میگفتند عمو آموزش دادیم که به من بگه دائی. صدای سمیرا رفته رفته داشت بلند تر میشد و زهرا هم داشت لباساشو درمیاورد دیگه همه چیز بوی سکس گرفته بود و زهرا با گذاشتن لباش رو لبهای سمیرا کمی از سرو صدای سمیرا رو کم کرد و من هم همچنان سمیرا رو به مرزارضا نزدیک میکردم تا اینکه زهرا رو به من کرد و گفت که الان موقشه و من هم جناب کیرکه داشت از شدت فشار میترکید به کس سمیرا نزدیک کردم و کسش که به شدت خیس شده بود از دور کیر من رو طلب می کرد و من هم با احتیاط فراوان و بادقت سر کیرم رو به کس سمیرا نزدیک کردم ولی زهرا کیرمنو با دست گرفت و به من گوشزد کرد که با احتیاط اینکار رو بکنم که یه وقت خونریزی نکه همون خاطره ای که اون از شب اول عروسیش داشت و من هم قول دادم. بعد اروم زبون کشیدم لای کسش که اهش بلند شد و با زبون دور سوراخ کونش میچرخوندم و از رو کسش رد میکردم و میک میزدم و با زبون میکردمش که دیگه حسابی صدای اخ و اوخش بلند شده بود. شروع کردم به لیسیدن سر و گردن و همینجور اومدم پائین تارسیدم به سینه های خوشگلش.

Next

مادر و دختر حشری ,کیر قهرمان

رمان کیر تو کس

قبلش با سمیرا هماهنگ کرده بودم که نصف شب میرم اتاقش و قرار مدار مربوطه رو گذاشته بودیم. گفتم بچرخن و رو کمر بخوابن و پاهارو از هم باز کردم شروع کردم به خوردن و انگشت تو کس کردن و عقب و جلو و خانوم فقط بلند اه میکشید … حسابی خوردم و انگشت کردم که دیگه اماده اماده بود. این دفعه دیگه احساس نزدیکی بیشتری به هم میکردیم و برای جمع و جور کردن بچه ها من بهش کمک کردم و اتوبوس دوباره براه افتاد این دفعه راحت تر با من صحبت میکرد واز من خواست در مشهد هم کمکش کنم من هم قبول کردم راستش یه فکری به کلم زد یعنی میخواستم با یک تیر دونشون بزنم. تا حالا با چند تا زوج بودم و یکی دوتایی هم میسترس خانوم داشتم که الان میخوام خاطره اخرین سکس سه نفرم با یه زوجو براتون بذارم و اگه استقبال شد و خواستین قبلی هارو هم میذارم. راستش علاوه بر حس جوانمردیم میخواستم بقیه مسافرا حساسیت نشون ندن و فکر کنن ما با همیم. خلاصه رسیدیم خونه سمیرا و مادرش با آغوش باز از ما استقبال کرد و خلاصه واسه مهمون نوازی سنگ تمام گذاشت و ناهار مفصلی خوردیم و سمیرا به مادرش گفت که ما نیاز یه استراحت داریم چرا که شب قبلش تو اتوبوس بودیم مادرش هم یه اطاق برای ما آماده کرد و من هم وسائل خودم و خانمه رو بردم گذاشتم تو اتاق.

Next

سکس در اتوبوس

رمان کیر تو کس

من تعجب کردم که چرا گفت که لوله هاشو بعد از بچه دومش بسته. ولی من اول شروع کردم به لیسیدن ناحیه بین دو تا پاش و بعد از چند دقیقه شروع به لیسیدن کسش کردم که موهاشو کاملا تراشیده بود و برای من آمادش کرده بود. راستش سه نفری تحریک شده بودیم مخصوصا اینکه سمیرا و زهرا هم لباسهای خواب شهوت انگیز پوشیده بودن. اون هم اول لبخند میزد و بعد بلند بلند میخندید. خلاصه کم کم اهنگ گذاشتن و رفتیم تو اتاق که اماده شیم برا سکس و زن و شوهر شروع کردن رقصیدن و لب گرفتن و کم کم لباسای همو در آوردن منم نشسته بودم رو تخت و اجازه دادم که راحت باشن و اولین تجربشون بدون استرس باشه و هروقت اماده شدن منم وارد شم ولی لباسام در اورده بودم و فقط یه شورت تنم بودـ خلاصه کم کم همدیگرو لخت کردن و فقط شرت تنشون بود و میرقصیدن که خودشون دست منم گرفتن و کم کم کشیدن وسط. خلاصه استراحت کردیم تا عصری و عصری با سمیرا و بچه ها رفتیم پارک کوهسنگی و شب با پدر سمیرا هم سر شام آشنا شدم و شد وقت شام.

Next

مادر و دختر حشری ,کیر قهرمان

رمان کیر تو کس

اینو به خانمه گفتم و اون هم قبول کرد چرا که در مشهد هیچکس رو که بتونه بهش کمک کنه نداشت. خلاصه آخر شب من و زهرا و بچه ها رفتیم تو اتاق و زهرا بچه ها رو خوابوند و تشکها رو پهن کرد ولی من دیدم که تشک منو چسبوند به تشک خودش یعنی دیشب بهش خوش گذشته من هم دل رو به دریا زدم و خودم رو برای دومین سکس درست و حسابی زندیگیم بیخیال سمیرا آماده کردم چرا که لاپائی اصلا حال نمیده. یه خورد ه با بچه ها ور رفتم و بازی کردم و بعد شروع کردم باخانمه راجع به سن وسل بچه ها و خودش صحبت کردم و علیرغم انتظارم از صحبت استقبال کرد و جوابهامو بخوبی میداد و اونهم با من صحبت میکرد و جریان مشهد رفتنمو پرسید و من هم حقیقت رو بهش گفتم و از او پرسیدم راجع به مشهد رفتن در این روز که شروع به گریه کرد و گفت که شوهرش مدتی است که گم شده و بعد از چند ماه خبرش رو از مشهد دادن که یه زن صیغه کرده و اونجا مشغول خوشگذرونیه و الان هم این خانمه آدرس به دست داشت میرفت پدر صاب بچه رو در بیاره. و دیگه نمیشد دنبال اونها گشت چون هیچ سرنخی وجود نداشت. کمی بهم کمک کرد و دکمه و زیپ شلوارشو وا کردم و شروع کردم به پائین تر رفتن که دستم رسید به کس خوشبوش که خیس خیس بود با احتیاط دستمو چند بار از روی شورت کشیدم روی کسش که هر لجظه بر التهاب اون و من افزوده میشد.

Next